محمد تقي جعفري

142

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

دارى مىآرايدو پرده پوشى خداوندى را وسيلهء معصيتكارى خود قرار مىدهد گروهى هم احساس حقارت در شخصيت خويش است كه ، او را از سلطه جوئى دور مىسازدو نداشتن وسيله ( مانع از خودنمائى و جاه طلبى او ) مىگردد و ( بطور جبر ) او را به حال خود محدود مىنمايددر نتيجه با نام قناعت خود را مىآرايد و با لباس مردم پارسا خود را زينت مىبخشددر حالى كه اين ناتوان هرگز نه در شبى و نه در روزى شايستهء قناعت و پارسائى نيستگروهى ديگر مىماند كه ياد سرنوشت نهائى ديدگان آنانرا از محرمات فرو بسته و بيم روز رستاخيز اشكهاى آنانرا سرازير مىنمايدبرخى از آنان ( از ميان جاهلان ) رميده و مطرودندبرخى ديگر در حال ترس و كنده شدن ( از ميان مردم هوىپرست ) و دسته اى از آنان خاموش و ساكت ، گروهى ديگر از آنان با خداى خود دعاى مخلصانه دارندو بعضى ديگر ماتمزدهء زجر كشيده . آنان انسانهائى هستند كه تقيه از تبهكاران آنانرا به گوشهء گمنامى برده و خوارى آنانرا در بر گرفته استآنان در دريائى از تلخىها غوطه ورند دهانهايشان از سخن گفتن بسته و دلهايشان مجروح استآنان جامعهء خود را پندها دادند تا خسته شدندو مغلوب شدند تا آنجا كه خوار گشتندو كشته شدند تا عددشان كم شداى مردم ، دنيا بايد در چشمان شما ناچيزتر از اجزاى بىارزش آن برگهائى تلقى شود كه فقط به درد دباغى مىخورد . و بىارزشتر از آن پشمهاى بز كه در موقع چيدن موهاى آن حيوان به زمين مىفتد ارزيابى شوداز آنان كه پيش از شما درگذشته‌اند ، پند بگيريد ، پيش از آنكه آنان كه پس از شما خواهند آمد ، از شما پند بگيرنداين دنيا را در حالى كه قابل سرزنش است ، رها كنيد ، زيرا اين دنيا كسانى را بدور انداخته است كه مهربانتر از شما به اين دنيا بوده‌اند . شريف رضى اللَّه عنه گفته است كه مىگويم : بعضى از كسانى كه بهره اى از علم ندارند ، اين خطبه را به معاويه نسبت داده انددر حالى كه اين خطبه